بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

177

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

اين‌ها به آب دريا سرشته هم عظيم نافع آيد و رغوه نمك در عصير آبى ماليدن هم بسى مفيد بود . تدبير رفع تشقق و شكست موى سبب اين‌ها خشكىمزاج و هوا بود . علاج آن اول رفع سبب بود آن‌گاه مداومت ماليدن ملينات و ملعبات و شستن به آب‌هاى معتدل نرم و سبوس آب و تدهين كردن به روغن بنفشه و خطمى و اشباه آن‌ها و از غذاها و دواها و شيرين‌هاى خشكى فزا دور بودن . تدبير رفع سطبرى موى سبب اين چون غلظت بخار دخانى بود ، [ علاج ] اغذيه و اشربه كه خون را لطيف كند به كار بايد داشتن و پيوسته به ورق ماليدن نافع آيد و اگر موى را بكنند و بوره و نوشادر بر محل آن پراكنند تارهاى موى باريك بيرون آيد و تخم مورچه و هرچه مسدد و مخدر بود همين عمل كند به تخصيص چون مكرر كنند . تدبير رفع موى [ علاج ] بگيرند آهك آب نارسيده يك جزو و زرنيخ ساييده يك جزو و به آب گرم خمير كنند و يك ساعت بنهند ، پس طلا كنند و او را نيك بگذارند موى را ببرد از بيخ و اگر زرنيخ كمتر كنند هم شايد ، چنانچه در حمام‌ها مستعمل است و اگر هشت يك جزوى صبر اندر آن كنند مصلحى بود مر آن را و اگر يك جزو روغن كنجد و اشباه آن و نيم جزو اشخار هم داخل سازند و با هم طبخ كنند لحظه و بمالند اقوى بود . و روغن كنجد منع سوختن جلد از حدت آن بكند و روغن بىاشخار و صبر داخل ساختن هم توان و اكثر چنين كنند . و اگر زرنيخ و آهك در آب بجوشانند و در آفتاب نهند تا به ته نشيند آن‌گاه بپالايند و ديگربار آن زرنيخ و آهك بجوشانند و در آفتاب بنهند و مكرر مىكنند تا چنان شود كه اگر پر مرغ بدان بيالايند در ساعت موى آن برود . پس قدرى نيكو روغن در آن ريزند و به آتش نرم مىجوشانند تا آب برود و روغن بماند . از اين روغن چون طلا كنند ، موى را بسترد و هيچ نسوزانند و اگر هر نوبت اشخار نيم جزو داخل سازند اقوى بود . و آنجا كه عضو نازك بود و بيم باشد كه از نوره بسوزد بايد كه نخست به روغن گل چرب سازند و آن‌گاه نوره مالند و نوره را نيز بسيار بر تن نبايد گذاشتن چنانچه هر ساعت ملاحظه كنند و هرگاه ديدند كه موى از بيخ جدا شده فى الساعه بشويند و اگر نوره را به كشكاب بسرشند بهتر باشد جهت قلت حرارت و مضرت حدت . و آنجا كه اندك سوختگى ظاهر شود روغن طلا كنند و در آب گرم نشينند ساعتى به يك بار متعاقب آن در آب سرد نشينند بعده عدس مقشر و صندل در گلاب سوده طلا كنند و لعاب خطمى با گل سرشوى و سبوس آب ماليدن هم بسى نافع آيد . و اگر بوى نوره را خواهند دفع كنند و به شستن نمىرود ، عصير برگ شفتالو يا گل با سركه و گلاب بمالند لحظه ، آن‌گاه بشويند و به آرد باقلى و گلاب شستن هم نيكو بود و همچنين به عصير شاهسفرم و برگ رز سبز و برگ بيد و قرنفل و اذخر جدا و آميخته . در تدبير منع موى چون در آن مضرتى نباشد به‌واسطه عضو مداومت